تئوری:

استخراج روشی است برای جداسازی كه مستلزم انتقال جسمی از یك فاز به فاز دیگر میباشد. در بعضی مواقع لازم است برای بازیابی یك جسم آلی از محلول آبی از راههایی غیر از تقطیر استفاده شود. یكی از این راهها تماس دادن محلول آبی با یك حلال غیر قابل امتزاج با آب است. اگر حلال خاصیت جداسازی را داشته باشد بیشتر مواد آلی از لایه آبی به حلال آلی (حلال غیر قابل امتزاج با آب) انتقال پیدا میكند. روش استخراج مایع – مایع در جدا كردن تركیبهای آلی از مخلوط مصرف بسیار زیادی دارد. یكی از خواص حلال كه برای استخراج به كار برده میشود این است كه قابلیت حل شدن آن در آب و یا هرماده دیگری كه جسم آلی را در خود حل كرده كم باشد و یا بهتر از آن اینكه اصلاً حل نشود. همچنین باید فرار باشد تا براحتی بتوان آنرا از تركیب یا تركیبات آلی استخراج شده، تقطیر نمود. با توجه به مطالب فوق جسم استخراج شونده باید در حلال استخراج كننده به خوبی حل شود و قابلیت انحلال در این حلال خیلی بیشتر از آب باشد. ضمنا حلال استخراج كننده هیچ نوع واكنشی با آب یا مواد قابل استخراج نباید بدهد. مهمترین حلالی كه در استخراج به كار گرفته میشود دی اتیل اتر است كه توانائی حل كردن تعداد زیادی از تركیبات را در خود دارد. دی اتیل اتر نسبت به اكثر تركیبات بی اثر بوده و به راحتی به وسیله یك تقطیر ساده از مخلوط بازیابی میشود. اما اشكال مهم آن این است كه آتشگیر بوده و خیلی زود در هوا محترق میشود.

یكی دیگر از نتایج قانون پخش (معادله بالا) این است كه چنانچه برای جدا كردن جسم از محلول آن در S باید جمعا حجم معینی از حلال S به كار رود، میتوان نشان داد كه انجام چند استخراج متوالی با قسمتهایی از آن حجم بهتر از یك استخراج با تمام آن حجم است. مثلا در استخراج محلول آبی بوتیریك اسید، مقدار اسیدی كه به كمك دو استخراج متوالی با قسمتهای 50 میلی لیتری اتر به دست می آید، بیشتر از اسیدی است كه به كمك یك استخراج با 100 میلی لیتر اتر خارج میشود. با این حال سه استخراج متوالی با قسمتهای 33 میلی لیتری بهتر خواهد بود. با این حال حدی وجود دارد كه بعد از آن دیگر استخراج اضافی بازده قابل ملاحظه ای نداد. ضمنا واضح است هرچه ضریب پخش بزرگتر باشد تعداد استخراج مكرری كه برای جدا كردن كامل جسم لازم است كمتر میشود.

هنگام انتخاب حلال جهت استخراج یك جزء از محلول باید چند اصل كلی را به خاطر سپرد. (1) حلال استخراج با حلال محلول اصلی باید غیر قابل اختلاط باشند. (2) حلال انتخابی باید برای جزء مورد نظر مناسبترین ضریب پخش و برای ناخالصیها یا اجزای دیگر ضرایب نامناسبی داشته باشد. (3) حلال انتخابی باید مانند تبلور مجدد از نظر شیمیایی با اجزای مخلوط، واكنش نامناسبی ندهد. (4) پس از استخراج باید بتوان حلال را به آسانی از جسم حل شده جدا كرد. معمولا حلال را با تقطیر جدا میكنند.

وسایل مورد نیاز:

بشر- اسپاتول-قیف جدا کننده-پیپت-گیره .پایه

مواد مورد نیاز:

HCl-NaOHبنزوئیک اسید-کلروفرم-

 

روش کار:

یک اسپاتول سر خالی بنزوئیک اسید را برداشته در10میلی لیتر کلروفرم حل کردیم ومحلول را در درون قیف جدا کننده ریختیم و به آن 10میلی لیتر سود رقیق اضافه کردیم ،در قیف را بسته وسپس بنزوئیک اسید محلول در کلروفرم را به وسیله سود استخراج کردیم ،قیف را از گیره در آورده وتکان دادیم ،قیف را دوباره درون گیره قرار دادیم وکمی صبر کردیم تا دو فاز از همدیگر جدا شوند لایه زیرین را درون یک بشر ریختیم و لایه بالای را درون بشر دیگری ، سپس به بشری که لایه بالایی را درون آن ریخته  بودیم    اضافه کردیم تا ذراتی به صورت نا محلول در درون ظرف مشاهده    H 2O -CCو15HCl-CC 5

کردیم وبعد از گذشت چند دقیقه به صورت رسوب سفید رنگی در ته بشر تشکیل شد(بنزوئیک اسید).